۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

پا تو كفشه بزرگترا

امروز حس خاصي دارم فكر مي كنم دارم پا تو كفش بزرگترا مي كنم. با دو نفر امروز صحبت كردم راجع به اينكه چي كار بكنيد چي كار نكنيد كه براي پيشرفت بايد چه مسيري رو طي كنيد و از اين حرفها.
ياد سال 77 افتادم  و جلوي ورودي كلاسهاي گروه برق و كامپيوتر ( در دانشگاه تهران چون فني دانشكده است برق كامپيوتر گروه هستند). از دوست خوب و با ارزشم كه الان در ينگه دنيا زندگي مي كنه پرسيدم آرش به نظر تو كار درستي هست كه من الان سال 2 دانشگاه برم سره كار يا فكر مي كني براي خودم شروع به كار كنم يا اينكه فعلا عجله نكنم.
يادمه كلي برام توضيح داد كه چه بكنم و چه نكنم و الان بعد از 12 سال خودم دارم همين كار رو مي كنم. شايد براي بعضي عجيب به نظر برسه ولي از نظر خودم دارم پا تو كفشه بزرگترا مي كنم هم خوشحالم و هم ناراحت فقط مي دونم كه مسووليت بزرگي دارم بر عهده مي گيرم.

اميدوارم كساني كه  با من صحبت مي كنند روزي از گپشون با من پشيمون نشند.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر