۱۳۸۹ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

شب خوبي بود

امشب، شب خوبي رو گذروندم بعد از اين اومدم خونه حس خيلي خوبي داشتم ديدن تعدادي دوست كه عامل جمع شدن اونها باشي و از بودن كنار جمع اونها لذت ببري. اميدوارم كه اين رابطه براي مدتها حفظ و افراد قدر اين لحظات و روابط رو بودونن.
براي اين يادم بمونه امشب با تاخير تولد رضا و هادي رو رفته بوديم موره دكتر حسابي كه اميدوارم يكي دو تا عكس رو ازش upload كنم.

راستي اين هم يك سري نوشته دگه هست  ( خاطراتي كه  بران ارزش دارن)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر